تبلیغات
بهترین های پونی کوچولو - جادوی رویایی قسمت سوم

جادوی رویایی قسمت سوم

سه شنبه 20 تیر 1396 01:11 ب.ظ

نویسنده : Biragind bonw
پوستر تغییر یافت 
ادامه مطلب
وقتی رینبودش اومد رفتن بیمارستان و فلاترشاین داشت دنبالشون میومد سالی باید سه شب تو بیمارستان بستری میشد و اونا نمیدونستند چطوری مبارزه کنن  توایلایت حس عجیبی داشت سریع رفت خونه فلاترشای کتاب خانوادگی رو برداشت دوباره خوند و تو دلش گفت مگه جادوی اون دست پرنسس لونا و سلستیا نیست چرا سراغ ماست تعجب کرده بود سریع رفت خونش و یه نامه برای سلستیا فرستاد  که توش نوشته شده بود سلستیا ی عزیز لطفاً جادوی فلاترشاین رو برای ما بفرستید خواهرتون توایلایت و توایلایت گفت چرا نامه رو نمیفرستی اسپایک گفت فرستاده نمیشه 
_یعنی چی دوباره امتحان کن
+نمیشه تا میاد فرستاده بشه برمیگرده
_حالا چیکار کنیم
+نمی‌دونم تو عاقلی 
_موضوع مهمه اسپایک عههههههههه
+ببخشید
_حواست به کتابخونه باشه بای
+ام اوممممم
توایلایت به بقیه پیام داد که می‌ره پیش استارلایت 
#چی شده توای 
_به کمکت نیاز دارم هنوز اون اعصایی که کیوتی مارک میگیره رو داری 
#آره 
_جادوش کارمیکنه
#آره برای چی
_باید کیوتی مارک یه نفر رو بگیرم
#چیییییییییییی
،_مهمه دشمنمونه
#کیههههه‍
_فلاترشاین
#چیییییییی
_میشناسیش
#آره خب همکار بودیم ولی اون یه روز رفت
_چیییییییییی ازش نشونی داری
،#آره ته همون غار
_وای مرسیییییییییی کمک بزرگی کردی 
#کمک خواستی به من بگو
_اینترنتم تموم شد تو بهشون پیام بده 
ادامه دارد



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 20 تیر 1396 01:33 ب.ظ



ابزار هدایت به بالای صفحه

princess luna & nightmare moon