تبلیغات
بهترین های پونی کوچولو - رز آبی قسمت دهم

رز آبی قسمت دهم

سه شنبه 9 شهریور 1395 11:48 ق.ظ

نویسنده: S_dash

قسمت نهم
قسمت هشتم
قسمت هفتم
قسمت ششم


قسمت پنجم
قسمت چهارم
قسمت سوم
قسمت دوم
قسمت اول


همه چیز داشت خوب پیش میرفت
رینبو یک شغل عالی داشت و از معلمیش راضی بود
دیگر بالش خوب بود و میتوانست در کنار دانش آموزان پرواز کند.
تا این که...
رینبو:سلام خانم جولیا
جولیا:سلام استار فایر عزیزم.راستی امروز بچه ها نباید پرواز کنن
رینبو:چرا؟
_چون مامور های گشتی پایتخت اومدن دنبال رینبودش و گفتن هیچکس نباید پرواز کنه
رینبو در حالی که از ترس نگاهش خشک شده بود:اممم...راستش من...اومدم بهتون بگم که...دیگه نمیتونم اینجا باشم.چون در آمد لازم رو به درست آوردم و قراره برم
جولیا:اوه چه بعد شد،واقعا ممنونم که کمکمون کردی.به سلامت
رینبو:از شما هم ممنون به امید دیدار.
و سریع رفت تا وسایلش رو جمع کنه
_وای این دیگه چه بد بختی بود؟!خب من باید زود برم.خب من باید اول از بیابون سنگی ریدج رد  بشم.بعد به راه آهن میرسم.اگه سوار یه قطار بشم میتونم خیلی زود به کنترلات برسم.وقتشه که برم





کامنتا : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 9 شهریور 1395 12:30 ب.ظ



نمایش نظرات 1 تا 30