تبلیغات
بهترین های پونی کوچولو - رز آبی قسمت هفتم

رز آبی قسمت هفتم

یکشنبه 3 مرداد 1395 01:01 ب.ظ

نویسنده: S_dash
برای بار 34540844946دارم این عکس رو میذارم ترو خدا بخونیدش

برای دیدن قسمت های قبلی روی هرکدام کلیک کنید
قسمت ششم

قسمت پنجم
قسمت چهارم
قسمت سوم
قسمت دوم
قسمت اول

رینبو:آخخخ...فکر کنم تو یه چاه افتادم.
و بعد رینبو سعی کرد پرواز کند و بیرون بیاید اما ناگهان افتاد.
_آییی...بالمم که شکسته
_کی بود؟
این یک صدا بود که از بالای غار می آمد
_منم.اینجا گیر کردم
ناگهان یک طناب به سمت او آمد
وقتی رینبو طناب را گرفته بود و به سمت بالا میرفت با خود گفت:((نکنه یه پلیس باشه))
اما بعد متوجه شد که او یک جهانگرد است و از اتفاقات اخیر اطلاعی ندارد.سپس ماجرا را به او گفت و اضافه کرد که هیچ اطلاعی از این موضوعات ندارد.
_اوه این خیلی وحشتناکه.ببینم بالت شکسته؟بزار پانسمانش کنم.
_ممنون تو خیلی مهربونی.راستی اسمت چیه؟
_نیک.راستی تو برای ادامه سفرت به پول احتیاج داری.من بیست دلار دلار بهت میدم.
_نه ممنون
_بیا.بعدا که به سلطنت برگشتی با هم حساب میکنیم.
و خندید
رینبو:((وای ممنون مهربون تر از تو تا بحال ندیدم))
_خواهش میکنم
و بعد یک کیسه کوچک به او داد که در آن چراغ قوه،یک بطری آب،یک نقشه از کشور و بیست دلار بود.
آن ها دم یک ورودی دیگر از هم خداحافظی کردند.
رینبو در حینی که مراقب بود در آن اطراف پلیسی نباشد با خود گفت:((خب حالا باید برای این که انقدر نگران پلیس ها نباشم باید برای خودم یک هویت دیگر دست و پا کنم. اما چجوری؟
خب نزدیک ترین شهر به من کجاست؟
خب من الان در بد لند هستم و بعد اونجا روستای دادج جانسشن هست.خب از شانسم تا وقتی که به اونجا برسم میتونم از لای درختای کنار اون روستا برم.بعدا به بقیش فکر میکنم.






دوازده نظر برای ادامه



کامنتا : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 4 مرداد 1395 10:26 ق.ظ