تبلیغات
بهترین های پونی کوچولو - گفته بودم پارت 1

گفته بودم پارت 1

پنجشنبه 23 مهر 1394 11:41 ب.ظ

نویسنده: یاسمن دش
ماین داستان از زبون شوگر کوت هست پرنسس لونا جان اگه میشه عکس کل گروه شدوبولت روبزار و اسماشونو بنویس این شکلکا برای اینه که برو ادامه منو نگاه نکنبا احساس بخونید اصلا از اول هم گفته بودم که این اتفاق می افته اگر ما با واندر کولتس بجنگیم و توایلایتو از دست بدیم مث اینه که  مغز ادمو نداریم 
حالا مدرسمون از بین رفته کدنس رفته خونه نداریم زیر بارون میریم و فقط کیف و یونیفورمامون باقیمونده وسایل خونه فروختیم که پول در بیاریم که سیر بشیم واقعا وضعیت خوبی نیست ...
خسته،توی هوای زمستون خیس زیر بارون دوتوی سرما مریض شدیم..
اوه سانی فلیر سانی فلیر !!
مریضه مث ما ولی غش کرد  پول کافی برای بیمارستانم که نداریم باید بریم زیر اون تپه پشت ...
وای اگه مدرسه ی کانترلات مارو ببینن ابرومون میره ،چرا؟چرا؟اخه چرا این اتفاق برای ما چرا برای اونا نه سور سوییت ، لمون زست! بچه ها کم کم دارم میترسم جواب بدین
وای الانه که کانترلاتی ها  مدرسشون تعطیل شه و بچه ها بیان بیرون من برم قایم شم
به شما نمیگن دوست !دوستای قلابی 
من باید تنها برم جیغغغغغغغغغ!!!!
سانی فلیر !؟
چیشده ؟مگه شما نرفتین؟
سانی فلیر: نه خنگول نرفتیم ما فقط با توایلایت دشمنیم چون باهوش ترین بود و تازه یک سووووووسسسسک اونجا ست وایی
شوگرکوت:اخیش سانی و بچه ها نرفتین هووو






ببخشید کم بود ای وای 



کامنتا : خوبه ؟
آخرین ویرایش: جمعه 24 مهر 1394 12:09 ق.ظ